[ad_1]

سکسکههای طولانی میتوانند نشانه اولیه بیماری جدی بوده
اگر چه آروغزدن و سکسکه از رفتارهای طبیعی محسوب میشوند، اما شاید گاهی با تواتر زیادتر رخ داده و استوار بمانند بهطوری منجر به ناراحتی و مراجعه پزشکی شوند. بیماران با آروغزدن بیش از حد عموما دچار آروغهای با منشا بالاتر از معده هستند…
آروغزدن بیش از حد را می بایست به عنوان نوعی اختلال رفتاری درمان نمود. با این حال سکسکههای طولانی میتوانند نشانه اولیه بیماری جدی بوده و نیازمند بررسی تشخیصی گسترده باشند. در مواردی که علتی یافت نشود میتوان تنها به درمان علامتی اکتفا نمود. آئروفاژی اختلال دورهای یا مزمنی است که در آن بیماران (اطفال یا بزرگسالان) مقادیر بسیاری هوا میبلعند که در مجرای گوارشی تجمع یافته و سبب اتساع شکمی و نفخ میشود. این بیماران نباید تحت لاپاراتومی تجسسی قرار گیرند زیرا دچار ایلئوس نیستند. درمان بیماران مبتلا به آئروفاژی مستلزم رویکردهای درمانی نوین است.
آروغ و سکسکه به صورت گاهگاهی در اشخاص رخ میدهد و تقریبا همیشه همراه با بیماری یا پاتولوژی خاصی نیست و به ندرت پزشکی بهعلت این مشکلات مورد مشاوره قرار میگیرد. آروغ و سکسکه تنها زمانی که دفعاتشان خیلی زیاد شده و سبب ناراحتی شوند، اختلال محسوب میگردند. آئروفاژی و آروغزدن بیش از حد، دو حالت متفاوت هستند که عمدتا به هم اشتباه میشوند. آئروفاژی اختلالی است که در آن بلعیدن حجم بسیاری از هوا منجر به اتساع شکم و نفخ میشود، در حالی که در آروغزدن مکرر، وقوع آروغ نشانه اصلی را تشکیل میدهد.
در این نوشته مروری به بحث در خصوص دانش موجود در راستای درمان آروغ، سکسکه و آئروفاژی میپردازیم.
آروغ معدهای و فوقمعدهای
آروغ به خروج صدادار هوا از مری به حلق گفته میشود. اصطلاح پزشکی برای آروغزدن، eructation است. دو نوع آروغ وجود دارد: آروغ معدهای و آروغ فوق معدهای. آروغ معدهای در واقع فرار هوای بلعیده شده داخل معده به مری در حین شل شدن موقت اسفنکتر تحتانی مری (TLESR) میباشد.
این شل شدن با اتساع قسمت پروگزیمال معده تحریک شده و اجازه جریان تخلیه هوا معده را میدهد؛ لذا به عنوان نوعی مکانیسم کم شدن فشار معده عمل نموده و مانع از ورود مقادیر زیاد هوا به رودهها میشود. به همین علت گاهی TLESRها را رفلکس آروغ مینامند. اتساع ایجادشده بعد از ورود هوا به مری منجر به شل شدن رفلکسی اسفنکتر فوقانی مری (UES) میگردد و به این ترتیب هوا از مری خارج میشود. آروغهای معدهای بین ۳۰-۲۵ بار در روز اتفاق میافتند و کاملا فیزیولوژیک هستند. این آروغها غیرارادی بوده و کاملا به صورت رفلکسی کنترل میشوند.
در آروغهای فوق معدهای هوا از داخل معده جریان نمییابد بلکه در واقع همان هوایی است که بلافاصله قبل از آروغزدن بلعیده شده است. آروغهای فوق معدهای رفلکسی نیستند بلکه ناشی از رفتار ارادی میباشند. مطالعات انجام شده با مانتیورینگ امپدانس و مانومتری با دقت بالا بهصورت همزمان، مکانسیم زمینهای این رفتار را آشکار مینماید. انقباض دیافراگم منجر به ایجاد فشار منفی در قفسه سینه و مری و متعاقبا شل شدن UES شده و هوا را به داخل مری میکشد . به این ترتیب هوا وارد مری شده و بلافاصله به طور ارادی از حلق خارج میگردد. گروه کوچکی از اشخاص برای این کار از مکانیسم دیگری استفاده میکنند. آنها با انقباض همزمان عضلات قاعده زبان و حلق، هوا را وارد مری میکنند. سپس مثل افرادی که با مکش هوا را وارد مری نمودهاند، با زور زدن هوا را از مری در جهت عکس خارج میکنند.
بسیاری از دانش به دست آمده در رابطه با فیزیولوژی و پاتوفیزیولوژی آروغزدن در طول ۱۰ سال گذشته، حاصل مطالعات مانیتورینگ امپدانس الکتریکی مری بوده است. در امپدانس مانیتورینگ، مقاومت بافت واسطه در برابر جریان الکتریکی متناوب اندازهگیری شده و این کار به اندازهگیری حرکت هوا در مری کمک مینماید. لذا این مطالعات ابزار خیلی سودمندی در ارزیابی آروغزدن و بلعیدن هوا به شمار میروند.

آروغزدن مکرر در ۸۰% بیماران با سوء هاضمه عملکردی دیده میشود
آروغ مفرط فوق معدهای
بعضی بیماران تنها به علت آروغزدن مفرط ارجاع میشوند و از دورههای مکرر آروغزدن شکایت دارند و بیان میکنند که گاهی تا ۲۰ بار در دقیقه آروغ میزنند. شاید این بیماران حین مشاوره با پزشک نیز دچار حمله شوند. بیمارانی که از آروغزدن مفرط شکایت دارند تقریبا همیشه دچار آروغهای فوق معدهای بیش از حد هستند. شیوع اختلالات اضطرابی در این بیماران زیادتر است و بعضی از آنها بیان میکنند که در شرایط استرس زیادتر دچار نشانه میشوند.
همچنین آروغزدن مفرط در بیماران مبتلا به اختلالات وسواسی جبری، پرخوری عصبی و آنسفالیت نیز گزارش شده است. در بسیاری از بیماران آروغزدن حین صحبت کردن متوقف میشود و نشان داده شده است که پرت کردن حواس نیز از تواتر حملات میکاهد در حالی که توجه به این رفتار سبب افزایش دفعات آروغزدن بیماران میگردد. آروغ فوق معدهای به هیچ وجه حین خواب رخ نمیدهد.
معمولا گرفتن شرح حال دقیق برای تشخیص کافی است اما گاهی انجام آزمون امپدانس مانیتورینگ ضرورت مییابد؛ این کار به افتراق آروغزدن مفرط فوق معدهای از بیماری رفلاکس معدی مروی (GERD) و برگشت غذا به دهان کمک مینماید. تشخیص زمانی تایید میشود که حملات آروغ فوقمعدهای حین اندازهگیری امپدانس مشاهده شوند (جدول ۱). بیماران مبتلا به آروغ مفرط فوقمعدهای معمولا از علایم دیگری به جز بعضی علائم گاهگاهی سوءهاضمه شکایت ندارند. حضور کم شدن وزن، درد، دیسفاژی، سوزش سر دل و برگشت غذا به دهان با آروغزدن مفرط فوقمعدهای مطابقت ندارد و نشانه لزوم ارزیابیهای تشخیصی زیادتر است.
دلیل ایجاد آروغ مفرط فوقمعدهای و آغاز این رفتار توسط بیماران مشخص نیست. بعضی بیماران اظهار میکنند که در ابتدا این کار را در جهت رهایی از نفخ یا درد شکمی و عامدانه انجام میدادهاند اما به تدریج کنترل این رفتار را از دست دادهاند.
درک این نکته حائز ارزش است که آروغزدن فوقمعدهای مشابه با بلیعیدن هوا یا آئروفاژی (لغت یونانی به معنی «خوردن هوا») نیست. با هر بار بلعیدن مقداری هوا فرو میرود که با کمک پریستایتیسم در آخر وارد معده میشود؛ این حالت را بلعیدن هوا مینامیم. انقباضات پریستالتیک مری حین آروغزدن فوقمعدهای دیده نمیشوند بلکه در این حالت هوا با انقباض عضلات حلقی و یا با ایجاد مکش به واسطه فشار منفی داخل قفسه سینه فرو داده میشود. آئروفاژی اختلالی است که در آن حجم هوای فرو داده شده ناشی از بلعیدن هوا افزایش مییابد و لذا با آروغزدن مفرط فوقمعدهای متفاوت است.
درمان آروغزدن فوق معدهای
بیماران مبتلا به آروغزدن مفرط عمدتا از انزوای اجتماعی در پی این رفتار شکایت دارند و جدی گرفتن علایم آنها خیلی مهم است زیرا این اشخاص از افت کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی رنج میبرند. شواهدی اندکی از درمان بهینه برای بیماران با آروغ فوقمعدهای وجود دارد. همواره می بایست ابتدا مکانیسم آروغزدن برای بیماران شرح داده شود؛ این کار میتواند دشوار باشد چراکه بعضی بیماران معتقدند ساز و کاری در معده یا روده آنها وجود دارد که گاز تولید مینماید و نمیتوانند قبول کنند که نوعی اختلال رفتاری است که سبب آروغزدن مفرط میشود.
بعضی پزشکان برای متقاعد نمودن بیماران به اینکه این کار نوعی رفتار آموخته شده است، به آنها نشان میدهند که خودشان نیز قادرند بهصورت ارادی آروغ بزنند. هنگامیکه این گمان وجود دارد که آروغزدن مفرط ثانویه به نوعی اختلال روانی باشد، ابتدا بیمار می بایست جهت ارزیابی زیادتر نزد روانپزشک فرستاده شود.
تنها مطالعه در دسترس در مورد درمان آروغ فوقمعدهای، مطالعه انجام شده توسط هِمینک و همکارانش است. در آن مطالعه ۱۱ بیمار مبتلا به آروغزدن مفرط فوقمعدهای به یک گفتار درمانگر با تجربه در زمینه درمان این اشخاص ارجاع شدند. شایان ذکر است که این درمانگر کاملا به مکانیسمهای ایجاد آروغ فوقمعدهای واقف بود. روش درمانی بر پایه توضیح و ایجاد آگاهی نسبت به مکانیسم آروغزدن استوار بود.
مرحله اول شامل توصیف رفتاری بود که منجر به ورود یا مکش هوا میشود و در کنار آن تمرینات ویژه گلوتی و نیز تمرینات معمولی تنفسی و آوایی نیز ارائه میشد. در ابتدای درمان سعی شد تا توجه از آروغزدن به سوی تمرکز بر دورههای محکم بستن دهان و حنجره معطوف گردد. شدت و تواتر علائم که با مقیاس آنالوگ دیداری سنجیده میشد، بعد از ۱۰ جلسه درمانی به میزان قابلتوجهی بهبود یافت.
تنها یک بیمار هیچ پاسخی به این درمان نداد و سریع آن را ترک نمود. میتوان بحث نمود که نتایج این مطالعه ناشی از روند طبیعی بیماری بوده است؛ اما میانه زمان علائم بیماران در آغاز مطالعه، ۱/۲ سال بود که احتمال مرتفع شدن خودبخودی علائم را خیلی کم مینماید. به این ترتیب به نظر میرسد اثر گفتار درمانی امیدوارکننده باشد، گرچه شواهد زیادتر به روشن شدن آن کمک خواهند نمود.
با توجه به اینکه آروغزدن مفرط فوقمعدهای نوعی اختلال رفتاری است، رفتار درمانی شناختی نیز رویکرد درمانی معقولی به نظر میرسد. مشاهده اثر پرت کردن حواس و تحریک بر بروز آروغ نیز تاییدکننده همین مساله است. در اینجا کلید درمانی ایجاد این بینش در بیمار است که آروغزدن فوقمعدهای رفتاری آموخته شده میباشد و لذا احتمالا میتوان آن را از یاد برد.
در مجموع به نظر میرسد که رفتاردرمانی و گفتاردرمانی هر دو قادر به درمان این بیماران هستند و انتخاب درمان وابسته به امکانات موجود است. بیمارستانهای مجهز به بخش گوش و حلق و بینی کارآمد که عمل جراحی لارنژکتومی کامل را انجام میدهند، معمولا از گفتار درمانگرانی برجسته و ماهر برخوردارند. بعد از انجام لارنژکتومی و خارج نمودن طنابهای صوتی، بیماران میآموزند تا از راه مری و به وسیله آروغزدن فوقمعدهای صحبت کنند. گفتار درمانگرانی که به بیماران مزبور در یادگیری تکلم مروی کمک میکنند، احتمالا قادرند همین رفتار را در بیماران مبتلا به آروغزدن مفرط فوقمعدهای از بین ببرند.
به همین ترتیب در حضور تجربه کافی در رفتاردرمانی، استفاده از این روش مقرون به صرفه خواهد بود. مهمترین نکته در هر دو روش مذکور، آگاه بودن درمانگر از مکانیسم آروغ فوق معدهای و جهت دادن به درمان در راستای کم شدن این رفتار است. درمانگرانی که از مکانیسمهای شکلگیری آروغ فوقمعدهای آگاهی ندارند شاید گمان کنند که آروغزدن مفرط از بلعیدن هوا ناشی میشود و درمان آنان تاثیرگذار واقع نشود.
به همین علت داروهایی مثل دایمتیکون و سایمتیکون که از تنش سطحی میکاهند در بیماران با آروغ مفرط فوق معدهای تاثیرگذار نیستند. مطالعه کوچکی بر روی باکلوفن، آگونیست گیرنده گاما آمینوبوتیریک اسید B که سبب کم شدن TLESRها میشود، توانایی این دارو در کم شدن دفعات آروغ فوقمعدهای را نشان داد. درمان موفق آروغزدن مفرط در تعداد اندکی از اشخاص نیز با هیپنوتیزم و روشهای بیوفیدبک گزارش شده است.
آروغزدن مفــرط در بیمــاری ریفلاکس مــری- معــدهای و سوءهاضمه عملکردی
یکی از شایعترین علایم گزارش شده توسط بیماران مبتلا به GERD، بعد از سوزش سر دل و برگشت غذا به دهان، آروغزدن است. آروغزدن مفرط در بیماران مبتلا به GERD میتواند ناشی از دفعات زیاد آروغ معدهای باشد؛ با این حال آروغزدن فوقمعدهای نیز در این بیماران دیده شده است. بیماران مبتلا به GERD به دفعات زیادتری هوا میبلعند و لذا نسبت به اشخاص سالم آروغهای معدهای زیادتری را تجربه میکنند.
درمان سرکوبکننده اسید در بیماران مبتلا به GERD، برخلاف اشخاص سالم، از میزان دفعات بلعیدن هوا میکاهد که نشان میدهد احساس ناخوشایند سوزش سر دل، این بیماران را وادار مینماید تا لقمههای بزرگتری بردارند و به این ترتیب هوای زیادتری نیز ببلعند. به همین علت سرکوب اسید واقعا از آروغزدن میکاهد. آروغ مفرط همچنین به درمان با باکلوفن که نوعی مهارکننده TLESR به شمار میرود نیز جواب میدهد.
همانطور که پیشتر عنوان شد، آروغزدن فوقمعدهای نیز در گروهی از بیماران مبتلا به GERD در ارزیابیهای امپدانس مشاهده میشود که میتواند بدون نشانه باشد. با این حال در بیماران مبتلا به GERD با علائم آروغزدن شدید، عمدتا آروغهای فوق معدهای عامل اصلی ایجاد این علائم هستند.
آروغزدن مکرر در ۸۰% بیماران با سوء هاضمه عملکردی دیده میشود. مطالعات شامل امپدانس مانیتورینگ نشان دادهاند که بیماران مبتلا به سوءهاضمه عملکردی با تواتر زیادتری نسبت به اشخاص سالم هوا میبلعند و زیادتر دچار آروغ معدهای میشوند. بروز آروغهای فوق معدهای در این بیماران بررسی نشده است. بلعیدن مکرر هوا در بیماران با سوءهاضمه عملکردی احتمالا جواب بیمار به احساس آزارنده ناراحتی شکمی است. آروغزدن مکرر همچنین در بیماران با بیماریهای عضوی مثل زخم پپتیک، پانکراتیت، درد قلبی و سنگ مجاری صفراوی نشانهدار که سبب درد یا ناراحتی شکمی میشوند نیز گزارش شده است؛ با این حال در این شرایط معمولا سایر علائم ارجحیت دارند.
عدم توانایی آروغزدن
ارزش فیزیولوژیک آروغزدن توسط افرادی نشان داده شده است که توانایی آروغزدن را از دست دادهاند. بعد از جراحی ضد ریفلاکس، قسمت تازه پیچیده شده به دور LES، با کاستن از دفعات TLESR مانع از بروز ریفلاکس شده و فشار اسفنکتر را حین بروز TLESR افزایش میدهد. در کنار کم شدن شدید در دفعات ریفلاکس، تعداد آروغهای معدهای نیز بهشدت کم شدن مییابد و در بعضی بیماران کاملا از بین میرود.
از بین رفتن توان تخلیه معده منجر به تجمع هوا در معده و رودهها میگردد که خود سبب نفخ و افزایش دفع گاز میشود. این علائم میتوانند خیلی شدید بوده و گاهی سبب جراحی دوباره و بازگرداندن آناتومی به حالت اولیه گردند. اخیرا مشاهده شده است که بعضی بیماران بعد از جراحی ضدریفلاکس، در تلاشی بیهوده برای تخلیه هوای معده و کم شدن علائم نفخ اقدام به آروغزدن فوقمعدهای میکنند.
لذا گزارش توانایی آروغزدن توسط بیماران بعد از جراحی ضدریفلاکس، نمیتواند ضامن دست نخورده بودن مکانیسم تخلیه هوای معده باشد، زیرا این آروغزدن میتواند در واقع آروغزدن فوقمعدهای باشد. نشان داده شده است که کم شدن آروغزدن بعد از عمل فوندوپلیکاسیون نسبی (۲۷۰ درجه، توپِت) نسبت به فوندوپلیکاسیون کامل (۳۶۰ درجه، نیسِن) کمتر است.
عدم توانایی آروغزدن به ندرت از سوی بیماران مبتلا به آشالازی گزارش شده است. در آشالازی نورونهای کنترلکننده حرکت های عضلات صاف مری درگیر نوعی فرآیند تحلیلبرنده میشوند. این شرایط منجر به از بین رفتن پریستالتیسم و عدم توانایی شل شدن در LES میشود. خیلی به ندرت شاید اختلال در شل شدن UES نیز رخ دهد که فرار هوای محبوس در مری را ناممکن ساخته و توانایی آروغزدن را از بین میبرد. اتساع مری ناشی از تجمع هوا سبب بروز درد قفسه سینه در این بیماران میشود؛ حتی انسداد راه هوایی نیز گزارش شده است.
به همین ترتیب افزایش آستانه شل شدن UES نیز میتواند سبب درد قفسه سینه شده و عنوان شده است که اختلالات آروغزدن میتواند در دردهای غیرقلبی در بعضی بیماران نقش داشته باشد .

آئروفاژی اختلالی است که در آن بیماران مقادیر بسیاری هوا میبلعند
سکسکه
سکسکه نیز مثل آروغ، پدیده شایعی است که گاهی رخ میدهد. تنها زمانی که سکسکه بهصورت یک دوره طولانی یا چندین دوره متوالی رخ دهد، پاتولوژیک تلقی میگردد. اصطلاح پزشکی سکسکه، Singultus است. وجود نقش فیزیولوژیک برای سکسکه هنوز ناشناخته است.
سکسکه انقباض غیرارادی و اسپاستیک عضلات تنفسی است. معمولا تنها انقباضات یک طرفه دیافراگمی عامل ایجاد آن هستند ولی گاهی عضلات دیافراگم دو طرف و عضلات بین دندهای نیز منقبض میشوند.
سکسکهها را میتوان براساس طول زمان آنها تقسیمبندی نمود. سکسکههایی که بیش از ۴۸ ساعت بهطول میانجامند را «استوار» و سکسکههایی که بیش از ۱ ماه طول میکشند را «مقاوم» مینامند.
سکسکه ناشی از قوس رفلکسی متشکل از اعصاب واگ آوران، فرنیک و سمپاتیک؛ پردازش مرکزی در ساقه مغز و تکانههای وابران به عضلات دیافراگم و بین دندهای است. هرگونه ضایعه یا محرکی که یکی از شاخههای این قوس رفلکسی را تحریک نماید میتواند منجر به سکسکه شود. شواهد ارائه شده برای بسیاری از علل مطرح شده سکسکه، کافی بهنظر نمیرسند ولی بعضی علل آن بهخوبی شناخته شدهاند و شاهد آن نیز جواب به درمان دلیل زمینهای مربوطه است. برای مثال سکسکههای ناشی از سکته مغزی بعد از درمان با داروهای ضدانعقاد از بین میروند؛ همچنین بعد از درمان مننژیت نیز سکسکه ناشی از آن رفع میشود.
نه تنها صدمه به اعصاب مربوطه میتواند سبب ایجاد سکسکه شود، بلکه یک محرک فوق طبیعی نیز میتواند این کار را انجام دهد. مثلا اتساع مری یا معده با غذا یا هوا، خوردن مایعات داغ و همچنین ریفلاکس معده به مری و آنژین قلبی نیز از علل سکسکه هستند. گفته شده است که سکسکه میتواند در پی آروغ فوقمعدهای نیز آغاز گردد. همین طور وقوع سکسکه بعد از تعبیه کاتتر ورید مرکزی، برونکوسکوپی، در پی فعالیت ضربانساز دهلیز چپ و بعد از استنت گذاری مری در بیماران مبتلا به سرطان مری گزارش شده است. سکسکه میتواند با اورمی نیز مرتبط باشد.
درمان سکسکه
اکثر دورههای سکسکه موقتی بوده و خودبخود رفع میشوند و تقریبا هیچگاه نیازمند بررسی یا درمان نیستند. هنگامیکه سکسکه حین انجام پروسهای تهاجمی مثل برونکوسکوپی یا تزریق داروی بیحسی یا شیمیدرمانی ایجاد شود، یافتن دلیل زمینهای آسان است. با این حال گاهی نمیتوان عامل محرک را بلافاصله تشخیص داد و ازریابی دلیل زمینهای لازم خواهد بود.
از میان روشهای مطرح شده، انجام MRI از ساقه مغز، مانومتری مری و بررسی امپدانس و pH متری ۲۴ ساعته همیشه اندیکاسیون ندارد؛ این روشها تنها زمانی بهکار میروند که علائم و نشانههای دیگری مبنی بر وجود علل مرکزی یا مروی وجود داشته باشد. هنگامیکه بررسیها به یافتن دلیل قابل درمانی ختم شود، مشکل رفع خواهد شد اما گاهی هیچ دلیلی برای سکسکه یافت نمیشود یا گاهی به خصوص در بیماران با سکسکه در زمینه سرطان، تنها درمان علامتی تجویز میگردد.
مقالاتی بسیاری در خصوص درمان دارویی سکسکه منتشر شده است ولی تعداد اندکی از داروهای مذکور در کارآزماییهای کنترلشده مورد استفاده قرار گرفتهاند. لذا انتخاب درمان عموما بر پایه تجربیات متخصصین و گزارشات موردی استوار است، اگرچه اثر بعضی داروها تقریبا قطعی است اما گزارشاتی موجود است که حکایت از عدم وجود ارتباط بین داروها و اثر درمانی یا ناکارآمدی آنها دارند.
شناختهشدهترین داروی مورد استفاده در درمان سکسکه مقاوم، کلرپرومازین است. این دارو تنها داروی تایید شده در ایالات متحده برای این اندیکاسیون میباشد، بدین معنی که سایر داروهای تجویز شده به این منظور به صورت خارج از برچسب بهکار میروند. آغاز استفاده کلرپرومازین با دوز پایین (۲۵ میلیگرم ۳ تا ۴ بار در روز) است و میتوان درصورت عدم بروز عوارض مقدار استفاده آن را افزایش داد. عوارض شایع آن عبارتند از گیجی و خوابآلودگی و عارضه نادرتر و البته جدیتر دیسکینزی تاخیری.
استفاده از GABA آگونیستها مثل باکلوفن و گاباپنتین نیز در ۳ مورد از ۴ بیمار مبتلا به سکسکه مقاوم تاثیرگذار بوده است اما عوارض ناخواستهای مثل گیجی و خوابآلودگی شاید استفاده مزمن از این داروها را با مشکل مواجه سازد. باکلوفن با دوز ابتدایی ۵ میلیگرم ۴ بار در روز تجویز میشود و میتوان مقدار آنرا بهتدریج افزایش داد. گزارشات موردی از تجویز داروهای دیگر مثل کارودیلول، متوکلوپرامید، نفوپام، آمانتادین، اُلانزاپین و میدازولام نیز وجود دارد که در این میان میدازولام در استفاده برای القای بیهوشی میتواند سبب ایجاد سکسکه نیز شود. همچنین اثر ماری جوانا نیز در درمان سکسکه مقاوم مطرح شده است.
در موارد سکسکههای مقاوم که به درمان داروی جواب نمیدهند، میتوان از بلوک عصبی با کمک اولتراسونوگرافی و یا قطع عصب فرنیک با جراحی استفاده نمود. گزارشی از چندین مورد استفاده موفق از ضربانساز تنفسی کاشتنی ارائه شده است که در واقع به تحریک عصب فرنیک میپردازد. همچنین گزارشاتی از کاربرد هیپنوتیزم و طب سوزنی نیز منتشر شده است.
آئروفاژی
آئروفاژی اختلالی است که در آن بیماران به دفعات زیاد مقادیر عظیمی هوا میبلعند به طوری که منجر به بروز علائم میشود. قسمتی از هوای بلعیده شده از راه آروغزدن تخلیه میشود و بخشی از آن به رودهها رسیده و منجر به اتساع شکم و نفخ میشود. بعضی موارد بیماری در کودکان در بیماران عقبافتادهذهنی است که در آنها حجم زیاد هوای بلعیده شده سبب اتساع شدید معده و رودهها شده و منجر به ولوولوس معده، ایلئوس و مشکلات تنفسی میگردد.
نفخ و اتساع شکمی از شایعترین علائم در بیماران با سندرم روده تحریکپذیر، سوءهاضمه عملکردی و یبوست میباشند ولی آئروفاژی حقیقی در این بیماران خیلی نادر است. نخستین گزارش از سندرمی متشکل از بلعیدن حجیم هوا در بیماران با علائم نفخ و اتساع شکم در سال ۲۰۰۹ به چاپ رسید که نشانههای وجود مقادیر زیاد هوای رودهای در تصویربرداریهای شکمی آنان مشاهده شده بود. با استفاده از امپدانس مانیتورینگ نشان داده شد که بعضی اشخاص با مقادیر زیاد گاز رودهای و علائم مربوط به آن، مبتلا به بلعیدن مفرط هوا هستند.
سایر علائم در کنار نفخ عبارتند از دفع گاز، درد شکمی، درد اپیگاستر و یبوست. آروغزدن معدهای معمولا نشانه غالب مشاهده شده در این بیماران نیست و آروغهای فوق معدهای اصلا در بیماران با آئروفاژی دیده نمیشود. در بعضی بیماران با آئروفاژی حقیقی میتوان دورههایی از بلعیدن هوا و بروز علائم را مشخص نمود که بعد از آن دورههای بدون نشانه اتفاق میافتد. این بیماران در دورههای نشانهدار از اتساع شکم همراه با درد و آروغ شکایت دارند.
افتراق بین آئروفاژی با ایلئوس مکانیکی دشوار است و در گزارشات بعضی مراکز ۳۰% بیماران بعد از مراجعه به بخش اورژانس تحت لاپاراتومی تجسسی بیمورد قرار گرفتند. عکس ها رادیوگرافی که بعدا مشاهده شد نشاندهنده قوسهای متسع رودهای بود ولی هیچ سطح مایع- هوایی مشاهده نشد و لذا شواهدی از انسداد وجود نداشت (شکل ۲). به این ترتیب می بایست از لاپاراتومی در این بیماران اجتناب نمود.
در سندرم روده تحریکپذیر و یبوست نیز شاید هوای رودهای افزایش یابد و علل متنوعی مثل تفاوت در عادت دفع گاز، سوءجذب و رشد بیش از حد باکتریها بهعنوان عواملی که میتوانند در این پدیده نقش داشته باشند، مطرح شدهاند. با این حال افزایش بلعیدن هوا در بیماران مبتلا به IBS دیده نمیشود.
درمان آئروفاژی
درمان آئروفاژی عمدتا بر پایه نظر متخصصین است زیرا هیچ کارآزمایی کنترل شدهای در این زمینه وجود ندارد. در درمان آئروفاژی بین بیماران مبتلا با علائم استوار و مزمن و بیماران با دورههای شدید و حاد آئروفاژی که میتواند به شرایطی خطرناک بیانجامد، می بایست افتراق قائل شد. حالت دوم عموما در بیماران با عقبافتادگی ذهنی دیده میشود و میتواند منجر به ولوولوس احشاء و انسداد و مشکلات تنفسی ثانویه به افزایش فشار داخل شکم شود. در این موارد یک لوله معده تعبیه شده و داروهای آهستهبخشی مثل لورازپام تجویز میشوند که از دفعات بلعیدن هوا میکاهند.
در عمده بیماران علائم مزمنتر است و لذا رویکرد متفاوتی در برخورد با آن وجود دارد. توصیه میشود این اشخاص استفاده از نوشابههای گازدار را محدود کنند و غذا را آرام بخورند. در این اشخاص نیز مشابه بیماران با آروغ مفرط فوقمعدهای، گفتار درمانی معقول خواهد بود در حالی که هیچ گزارش منتشر شدهای از آن در دست نیست. هدف گفتار درمانی در آئروفاژی کم شدن میران بلعیدن هوا میباشد و از این جهت با درمان صورت گرفته در آروغ مفرط فوقمعدهای متفاوت است.
داروهای کاهنده سطح مثل دایمتیکون و سایمتیکون از تولید گاز در رودهها پیشگیری نموده و میتوانند به کم شدن علائم کمک کنند. در موارد یبوست ثانویه به اتساع رودهها و کولون، استفاده از مسهلها اندیکاسیون خواهد داشت.
نتیجه گیری
آروغ و سکسکه بهصورت گاهگاهی روی میدهند و رفتارهایی طبیعی تلقی میگردند. با این حال اگر آروغ یا سکسکه به دفعات زیاد رخ دهند یا استوار شوند، میتوانند آزاردهنده بوده و فرد را وادار به مراجعه به پزشک نمایند. در بیمارن با آروغزدن مفرط، آروغهای معدهای و فوق معدهای از یکدیگر افتراق داده میشود که این تمایز در نوع درمان ارائه شده نیز اثر دارد. آروغزدن مفرط نوعی اختلال رفتاری است و میبایست با همین دید درمان شود. سکسکههای استوار میتوانند نخستین تظاهر اختلالاتی جدی باشند و می بایست دلیل زمینهای آنها مشخص شود؛ در مواردی که علتی برای آنها یافت نشود، درمان علامتی صورت خواهد گرفت.
آئروفاژی اختلالی است که در آن بیماران مقادیر بسیاری هوا میبلعند؛ هوای فرو برده شده در معده، رودهها و کولون تجمع یافته و سبب ایجاد اتساع شکم و نفخ میشود. نه تنها کودکان بلکه بزرگسالان نیز شاید از این بیماری رنج ببرند. آئروفاژی میتواند بهصورت حملات ناگهانی باشد و یا شکل مزمنتری داشته باشد. نکته اساسی اجتناب از لاپاراتومی تجسسی در این بیماران است زیرا آنها مبتلا به ایلئوس نیستند. امروزه با امکان شناسایی بیماران مبتلا به آئروفاژی، جستجو برای یافتن درمان تاثیرگذار آغاز شده است.
منبع:nightmelody.com
[ad_2]
منبع : بیتوته

























آخرین دیدگاهها