[ad_1]

اضطراب جدایی یک موضوع مشترک میان کودکان است
بچه ها از دید سرشتی و ذاتی با هم متفاوت هستند. بعضی از کودکان معاشرتی تر و اجتماعی ترند و راحت تر با دیگران ارتباط برقرار می کنند ولی از طرف دیگر کودکی را می بینیم که منزوی و گوشه گیر است و زیادتر تمایل دارد وقت خود را در کنار مادر سپری نماید.
علاوه بر مساله سرشت و ذات، بسیاری از کودکان هستند که اضطراب جدایی از مادر را دارند. دسته دیگری از کودکان از اضطراب اجتماعی رنج می برند. در هر صورت این دو دسته آخر کسانی هستند که به بیماری اضطراب مبتلا هستند و مداخلات روان پزشکی به موقع قادر هست برای آنها خیلی مفید باشد.
علل اصلی اختلال اضطراب جدایی در کودکان
دلیل های مختلفی را برای اختلال اضطراب جدایی میتوان برشمرد. یکسری از دلیل ها، بیولوژیکی و ژنتیکی هستند که به فعالیت دستگاه عصبی کودک مرتبط می گردد، علل دیگر را میتوان در خانواده ها جست وجو نمود مثل خانواده های تک والدی، خانواده هایی که الگوهای ارتباطی خیلی نزدیک و درهم تنیده ای دارند و نسبت به هم شدیدا وابسته اند، خانواده هایی که محیط زندگیشان مملو از استرس است و والدین دایما در حال تنش هستند یا خانواده هایی که یکی از اشخاص نزدیک شان را مثل یکی از فرزندان یا پدربزرگ یا مادربزرگ را از دست داده اند. علل دیگر مربوط به ویژگی های شخصیتی کودک می گردد مثلا کودکان درونگرا یا خجالتی که مستعد این اختلال هستند.
میتوان بیان کرد که رفتار والدین به مساله اضطراب جدایی زیادتر دامن می زند، جدا از موارد برشمرده مربوط به خانواده، بعضی از والدها سبب می شوند که کودک شان به آنها خیلی وابسته شود یا اینکه به آنها اجازه استقلال نمی دهند. بالطبع کودک هنگامی بزرگ شود والدین بنا به هر دلیلی حتی در زمان کوتاهی مثل ۳۰ دقیقه بخواهند از فرزندشان جدا شوند کودک دچار اضطراب می گردد. میتوان بیان کرد در شکل گیری این اختلال خانواده و رفتارش خیلی مهم است.
اضطراب جدایی و راه های درمان آن
اضطراب جدایی یک موضوع مشترک میان کودکان است که در دوران پیش دبستان در بعضی از آن ها بروز می نماید. این حالت اضطراب جدایی اگر ۴-۳ دقیقه طول بکشد نشانه دلبستگی سالم و ایمن کودک به پدر و مادرش است اما هنگامی طولانی می شود و به حالت مزمن در می آید، مشکل ساز خواهد شد. این اختلال در کودکان شاید با علائم کلامی و جسمانی ظاهر شود. کودکی که دچار این اختلال شده، موقع جدا شدن از والدینش سردرد یا دل درد می گیرد و حالت تهوع یا استفراغ پیدا می نماید. او حتی گاهی اضطراب خود را با فریاد زدن، التماس کردن و پا به زمین کوبیدن نشان می دهد یا حتی از شب قبل دچار کابوس هایی می شود که موضوع اصلی آن جدایی از والدین است. عادت دادن کودک به تنهایی می بایست از ۶ ماهگی آغاز شود و گرنه کودک در حوالی ۴-۳ سالگی همچون چسب به پدر و مادرش می چسبد و تنها گذاشتنش آنقدر ساده نخواهد بود.

ترس و اضطراب کودک را درک نمایید و بپذیرید اضطراب او واقعی است
1- در صورتی که وابستگی کودک به شما خیلی زیاد است، لحظه ای از شما جدا نمی شود و اصرار دارد نزد شما بخوابد و…، حتما به یک روان پزشک اطفال مراجعه نمایید.
2- ترس و اضطراب او را درک نمایید و بپذیرید اضطراب او واقعی است و او را به علت جمع گریزی و ارتباط برقرار نکردن با دیگران شماتت نکنید. چنانچه به طور مستقیم روی رفتارهای فوق تمرکز نمایید: «چرا به دیگران سلام نمی دی، چرا به من چسبیدی و منو ول نمی کنی، مثل بچه آدم سلام بده و…» اعتماد به نفس کودک را از او سلب می نمایید و باعث تشدید رفتارهای فوق می شوید.
3- بدون آگاهی کودک و بهانه ریختن ترس او از جمع، او را یک دفعه رها ننماییدو تنها نگذارید. قبل از این که بروید برنامه تان را به زبان ساده برایش توضیح دهید و به او بگویید که در این زمان چه کارهایی می تواند بکند. پسر یا دختر کوچک شما می بایست در نبودتان احساس امنیت و آرامش نماید و با مشکلی مواجه نخواهد شد. یادتان باشد اگر بدون خبر کردن کودک، ناگهان او را در یک جمع یا در خانه تنها بگذارید، از این به بعد هیچ وقت به شما اطمینان نمی نماید و دائما به شما می چسبد.
4- به طور قطع پسر یا دختر کوچک شما که همیشه به شما چسبیده بوده به این سادگی ها راضی نمی شود و به داد زدن یا اشک ریختن متوسل می شود. در این شرایط دوباره برنامه تان را توضیح دهید و برای آرامش خودتان زیر لب تکرار نمایید: «می دونم برای این که خیلی دوستم داره و می خواد کنارش باشم اینجوری گریه می کنه ولی من چند دقیقه کنارش نیستم و بعد دوباره پیشش بر می گردم تا با هم باشیم.»
5- او را با بچه های دیگر که ارتباط بهتری در جمع دارند، مقایسه نکنید: «می بینی سارا چقدر قشنگ حرف می زنه، شعر می خونه و…»
6- زمانی که کودک شما با بچه های دیگر دوست می گردد و بازی می نماید، در میهمانی ها از شما جدا می گردد و شب را به تنهایی در اتاق خودش می خوابد، او را تشویق و از او تعریف نمایید. تشویق شما قادر هست کلامی باشد و هزینه ای برای شما در برنداشته باشد: «آفرین، چقدر بلند سلام دادی، مامان بزرگش! شب گذشته سامان تنها روی تخت خودش خوابیده و…»
7- اگر کودک مرتب از شما آویزان است و روی پاهای شما می نشیند، به او بگویید که قادر هست کنار شما بنشیند نه روی زانوهایتان و اگر این کار را بکند، زمان برگشتن از میهمانی او را به پارک می برید.

بدترین روش برای جدا کردن کودک از خود، باج دادن به اوست
8- انتظار نداشته باشید کودک شما به طور ناگهانی و یک شبه تغییر نماید. تلاش های کوچک او را ببینید و قدر بنهید.
9- کودکان پسر را تشویق نمایید که ارتباط بهتری با پدر خود برقرار کنند. مسلم است برای پسربچه ۵ ساله ای که مدام با مادر است ارتباط زیادتر با پدر سبب می گردد بتواند تطابق و همانندسازی بهتری با جنسیت خود برقرار نماید و برای ایفای نقش مردانه آماده شود.
10- شما نیز می بایست بعد از اینکه مهارت های لازم را به کودک خود آموختید، اضطراب خود را کنترل نمایید. به عنوان مثال، شاید دلواپس تردد کودک خود از خیابان باشید ولی نمی توانید تا سن ۲۰ سالگی او را از خیابان رد نمایید! پس می بایست به او این مهارت را بیاموزید، با وی آن را تمرین نمایید و آهسته آهسته فرصت بدهید خودش به تنهایی آن را تجربه نماید.
11- بدترین روش برای جدا کردن کودک از خود، باج دادن به اوست. اگر فرزندتان در مهمانی، اتوبوس، مترو یا حتی منزل به شما می چسبد سعی ننماییدبا دادن وعده اسباب بازی، شکلات و… او را از این کار باز دارید. باج دادن سبب می شود کودک هر بار موقع بیرون رفتن یا جدا شدن از شما انتظار پاداش داشته باشد. بازی های سادهای مثل قایم موشک می تواند فرزند شما را به رفت و آمدهای تان عادت دهد. با قایم شدن پشت در یا پنهان کردن خودتان در کمد و انجام این قبیل بازی های پر جنب و جوش کودک اطمینان دوباره دیدن افرادی که دوست شان دارد را تجربه خواهد نمود. البته اگر علائم جسمانی ناشی از اضطراب جدایی در دختر یا پسر کوچک شما شدید است، می بایست از یک مشاور کمک بگیرید.
منبع های:
bartarinha.ir
tebyan.net
[ad_2]
منبع : بیتوته

























آخرین دیدگاهها