لطیفه های نمکی

[ad_1]

 

لطیفه های نمکی, سرگرمی کودکان

 لطیفه های نمکی
*حرف زدن
مشتری رستوران پیشخدمت را صدا زد و بیان کرد: آقا مگر نشنیده اید که حرف زدن موقع غذا خوردن کار زشتی است؟
پیشخدمت جواب داد: بله…شنیده ام.
مشتری بیان کرد: پس برای چه این ماهی قرل آلا که برایم آورده اید، لب هایش دارد تکان می خورد؟

 
*ماشین لباسشویی
مریض بیان کرد: آقای دکتر…لطفاً به من کمک نمایید…من هر وقت سوار چرخ و فلک می شوم، صدای ماشین لباسشویی می شنوم!
دکتر، گوش های مریض را معاینه نمود و بیان کرد: دلواپس نباش جانم… درمان این ناراحتی، خیلی ساده است…هروقت می روی استخر، مواظب باش آب توی گوش هایت نرود!

 
*نمک
توی یک رستوران، مشتری عصبانی، پیشخدمت را صدا زد و بیان کرد: من یک سوپ بدون نمک خواسته بودم…برای چه این سوپ شور است؟
پیشخدمت بیان کرد:دلواپس نباشید قربان…این نمک نیست…شوره ی سر آشپز است!

 
*نعلبکی
یک نفر به حمام می رود. آب جوش بوده با نعلبکی دوش می گیرد.

*غذای خوش مزه

شادی:خواب دیدم مسافرت هستم.
پروانه: من خواب یک غذای خوش مزه را دیدم.
شادی: برای چه به من ندادی؟
پروانه: چون مسافرت بودی.

[ad_2]

منبع : بیتوته

بیشتر بخوانید :

آخرین دیدگاه‌ها