لطیفه های خنده دار

[ad_1]

 

لطیفه های خنده دار

 

نسخه دکتر

بیمار:آقای دکتر! انگشتم هنوز به شدت درد می نماید!

دکتر: مگر نسخه دیروز را نپیچیدی؟

بیمار: برای چه پیچیدم دور انگشتم ولی اثر نداشت؟


در کلاس زیست شناسی

معلم:سعید! دو تا حیوان دوزیست نام ببر.

سعید: قورباغه و برادرش.


انشاء

معلم از دانش آموزان خواست که انشاء در خصوص یک مسابقه فوتبال بنویسند. همه مشغول نوشتن شدند جز یک نفر، معلم از او سوال کرد: تو برای چه نمی نویسی؟

دانش آموز جواب داد:نوشته ام!

معلم دفتر او را گرفت و نگاه نمود. نوشته بود: به دلیل بارندگی فوتبال برگزار نخواهد شد!

 

جمله سازی

معلم: با علی، محمد، حسین جمله بساز.

رضا: علی با حسین به پارک رفتند.

معلم: پس محمد کجاست؟

رضا: محمد خواب موند، نیومد!

 

مرد چهار شانه

مردی جلوی مردی دیگر می ایستد و می گوید: شما آقا حمید هستید؟

آن مرد می گوید: بله، چه طور مگه؟

می گوید: آخه من شنیدم که شما مردی چهار شانه هستید؛ ولی حالا که شما را دیدم دو شانه زیادتر ندارید!

 


منبع:کتاب لطیفه های خنده دار

[ad_2]

منبع : بیتوته

بیشتر بخوانید :

آخرین دیدگاه‌ها