[ad_1]

کودکان لجباز خیلی حساس و زودرنج هستند و بیشتر زود خشمگین می شوند
اصولا ً لجبازی یک نوع رفتار و عکس العمل نامطلوب است که به صورت های مختلفی خود را نشان می دهد، از جمله صدمه رساندن به خود و دیگران، ناسزا گفتن، گریه کردن و فریاد کشیدن، شکستن وسایل و … در اشخاص لجباز پایین بودن اعتماد به نفس و عدم داشتن خود باوری مثبت و پذیرفتن خود واقعی مشهود است.
آیا کودک شما لجباز است؟ آیا نوجوانتان دائم با نظرها و سخنان شما مخالفت می نماید؟
شاید جواب شما به این سوال ها مثبت باشد و دلواپس این باشید که فرزندتان لجباز است و برای کنار آمدن با لجبازی کودکتان از دوستان و نزدیکان راه حل هایی را جویا شده باشید. در ادامه این نوشته به بیان ویژگی های کودکان لجبازمی پردازیم تا لجبازی را ریشه یابی کنیم . کودکان لجباز خیلی حساس و زودرنج هستند و بیشتر زود خشمگین می شوند و به کینه توزی و انتقام جویی تمایل دارند. در کودکان لجبازی زیادتر در نافرمانی نمود پیدا می نماید و خانواده ها زیادتر به دلیل این خصلت، کودک را لجباز توصیف می کنند. بعضی والدین هر نافرمانی از سوی کودک را لجبازی می شمارند در حالی که اگر نافرمانی استمرار داشته باشد، آن را لجبازی می دانیم.
علل لجبازی در کودکان
علل لجبازی در کودکان خیلی گسترده و پردامنه است. از دید بیولوژیکی اختلال در عملکرد غدد و اعصاب شاید یکی از عوامل لجبازی در کودکان باشد. در حقیقت لجبازی کودکان در هر زمینهای معنای ویژه دارد که می بایست درک و شناسایی شده و سپس مشکل برطرف گردد. بدترین حالت آن است که کودکی لجبازی را از حد بگذراند و والدین گمان کنند این کودک ذاتا ً لجباز است. چیزی به نام لجبازی یا پرخاشگری و ناسازگاری ذاتی وجود ندارد، بلکه هر معلولی در کودکان علتی دارد که می بایست برطرف شود. ناگفته نماند که نوعی از لجبازی نیز وجود دارد که با استقبال والدین همراه است و از همین راه تقویت میشود. در این حالت که به لوس شدن تعبیر میشود کودک امتناعها و اصرارهای بیجا را به بازیچهای برای جلب توجه و بلکه رضایت والدین تبدیل مینماید و از همین راه تاثیری عاطفی بر والدین میگذارد تا به خواستهاش برسد. اما زیادتر لجبازی ها ریشه در سبک رفتاری والدین دارد.
در ۴ مدل سبک توجه والدین به کودکان میتوان ریشه لجبازی را شناسایی نمود؛ در گام اول توجه ناکافی والدین شاید عامل لجبازی کودک باشد. به این معنا که چون کودک دچار کم توجهی است، با لجبازی قصد جلب توجه والدین را دارد و تلاش می نماید از این راه توجه آن ها را برانگیزد. بعضی والدین هم به کودک «توجه مشروط» می کنند؛ حتما شنیده اند که والدین به فرزند خود می گویند: «اگر این کار را بکنی، پسر یا دختر خوبی هستی» آن ها با این کار در واقع خوب یا بد بودن کودک را به انجام دادن یا ندادن یک کار مشروط می کنند. از طرف دیگر والدین بسیاری هم هستند که با توجه خیلی زیاد به کودک او را لجباز بار می آورند.
این کودکان بیشتر پرتوقع هستند و بعد از مدتی هیچ چیز آن ها را راضی نمی نماید. توجه منفی هم نوع دیگری از توجه است که معمولا ً با داد زدن، سرزنش و توهین کردن همراه است و کودک به عنوان مکانیسم دفاعی از لجبازی استفاده می نماید. ناکامی هم یکی از علل لجبازی در کودکان است. کودکانی که دائم در رسیدن به اهداف خود شکست می خورند، لجباز بار می آیند. از طرفی خانواده هایی که دائم کودک را نهی می کنند، ازاوانتظارات بسیاری دارند، ازروش های تشویقی برای بالا بردن انگیزه کودک در انجام کارها استفاده نمی کنند، او را به سوی لجاجت سوق می دهند. نباید فراموش نمود که سرزنش و امر و نهی بیش از حد به کودک او را لجباز می نماید. کودک به عنوان یک انسان حق دارد گاهی اشتباه نماید بدون این که مستحق سرزنش باشد. در حالی که بعضی والدین اجازه اشتباه کردن به کودک نمی دهند و بابت هر کار اشتباه او را سرزنش می کنند.
کودک در مراحل رشد درمی یابد که حق دارد اشتباه نماید و مستحق سرزنش نیست. بر این اساس در مقابل والدین جبهه می گیرد. انعطاف ناپذیری والدینی که انتظار شکست یا خطا را از کودک خود ندارند باعثمی شود اجازه کسب تجربه به او را ندهند و اگر هم اجازه این کار را بدهند بابت هر اشتباه او را سرزنش می کنند.

علل لجبازی در کودکان خیلی گسترده و پردامنه است
لجبازی ناشی از خشم درونی
گاه بروز ندادن خشم توسط کودک، باعثلجبازی می گردد و گاهی اضطراب ها و تنش های درون خانوادگی به خشم درونی در او منجر می گردد. هم چنان که الگوپذیری از والدین و تناقضات رفتاری والدین بر شکل گیری لجاجت در رفتار و شخصیت کودک نقش دارد. لجبازی برای کودک در واقع راهی برای رسیدن به هدف است زیرا او یاد گرفته است با لجبازی به هدف و خواسته خود برسد. او این الگو را از رفتارهای مستقیم والدین و یا تناقضاتی که در خانواده شاهد بوده، گرفته است.
والدینی که ضد و نقیض صحبت می کنند و خودشان لجبازی می کنند، در واقع لجبازی را آموزش می دهند و طبیعی است که کودک هم همانگونه بارمی آید. دقت نمایید که کودک با مهارت زندگی و مهارت های ارتباطی آشنا نیست و این والدین هستند که راه های رسیدن به هدف و نه گفتن را می بایست به او آموزش دهند. در کودکان دشوار، مبتلا به اوتیسم و بیش فعال، مبتلا به صرع و آلرژی، لجبازی زیادتر مشاهده می گردد. همچنین تناسب نداشتن قد به وزن، کم کاری یا پرکاری غدد، اضطراب های نهان و فراگیر هم در این امر تاثیرگذار است.
اگر کودکی یاد گرفته باشد برای رسیدن به هدف(اسباب بازی، شکلات، تفریح و بعدها کامپیوتر و خودرو و …) قادر هست با گریه، قهر، داد و بیداد به هدفش برسد این کار را تا دوران بزرگسالی ادامه می دهد. این اشخاص در زمینه شغلی و تحصیلی نمی توانند رشد چندانی داشته باشند و مدام تغییر رشته یا تغییر شغل می دهند. از طرف دیگر در زندگی مشترک به صورت ناخودآگاه و ناآگاهانه سبک های لجبازی خود را ادامه می دهند و نمی توانند در خصوص مسائل و مشکلات خود با همسرشان به نتیجه برسند.
روانشناسان معتقدند تهدید، بچهها را لجبازتر مینماید. لجبازی در کودکان معمولا ً از سن یک سالگی آغاز میشود و حتی میتواند با رفتارهای نادرست اطرافیان در کودک نهادینه شود. کودکان برای پیدا کردن خود و جایگاهشان و گاهی به علت اینکه میخواهند خودشان را به اطرافیان ثابت کنند لجبازی میکنند و یکی از اساسیترین مشکلات این است که والدین در این شرایط خودشان هم داخل بازی لجبازی کودکان میشوند و آنها هم به نوعی به لجبازی با آنها میپردازند.
خوبترین اقدام والدین در این لحظه میتواند این باشد که دلگیر نشوند و سعی کنند به صورت امری و دستوری با کودک صحبت نکنند بلکه با او همدلی نموده و کمک کنند تا قدرت تصمیم گیری در کودک تقویت شود.
همچنین والدین می بایست سعی کنند مطالب را به صورت انتخابی برای کودک بیان کنند. به طور مثال به او میگویند «الان میخواهی غذا بخوری؟» و نباید مستقیما ً به او امر کنیم «بیا غذا بخور» بلکه او را در جایگاه یک تصمیم گیری قرار دهند و با این روش کودک نسبت به مسائلی اجتناب نموده و نسبت به آن لجبازی مینماید، این در حالی است که پس از استفاده این روش میتوان اظهار تمایل به آن کار را در کودک مشاهده نمود. بدترین کار در تشدید لجبازی کودک، تهدید کردن او است. می بایست بتدریج او را نسبت به کاری که می بایست انجام دهد فراهم کنید و قواعدتان را خیلی روشن و قابل درک بیان نمایید.
با این حال کارشناسان علوم تربیتی لجبازی را خصلتی طبیعی و ضروری میدانند که از تمایل کودک به کسب درجاتی از استقلال شخصیتی ناشی میشود و می بایست پذیرفته و کنترل شود. بر این پایه لجبازی نکردن کودک در هیچ زمینهای میتواند نشانه یک عارضه حاد روانی باشد که می بایست برای درمانش اقدام نمود.
والدین می بایست بدانند لجبازی کودک خصلتی طبیعی است که می بایست پذیرفته شود. گاهی کودک به لجبازی به چشم یک بازی نگاه مینماید و میخواهد والدین را در این بازی شریک سازد. معلوم است کودکانی چنین رفتاری از خود نشان میدهند که نیاز آنها به بازی و لذت بردن در کنار والدین و همچنین تماس فیزیکی با بدن والدین در آنها ارضا نمیشود. شاید کودک لجبازی را به نشانه قهر انجام دهد و بخواهد به والدین بفهماند دلخور یا مخالف است.
در مقابل، لجبازی شدید و کنترل نشده نیز از رفتارهای نامناسب والدین حکایت دارد. در حقیقت لجبازی مهار گسیخته نتیجه رفتارهای والدین و شرایط محیطی است که کودک را به لجبازی زیادتر وادار میسازد. اگر کودکی لجبازی را از حد میگذراند می بایست ریشه این رفتار را در روش برخورد والدین و اطرافیان و تنبیهها و تشویقهای آنان جستجو نمود.
منبع:afkarnews.ir
[ad_2]
منبع : بیتوته

























آخرین دیدگاهها