خانواده هایی که می خواهند «ای کیو سان» داشته باشند

[ad_1]

تقویت هوش کودک 1 ساله,روشهای افزایش هوش کودک

حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد آدم ها از لحاظ هوشی در سطح متوسط و بالاتر از متوسط قرار دارند

 

فرستادن به آمادگی با فلان سبک و سیاق، ثبت نام در پیش دبستانی با فلان سطح، فرستادن به دبستان با فلان آوازه و بالأخره آغاز شرکت دادن های او در صد جور آزمون ورودی و المپیاد و غیره، آن هم فقط برای تبدیل کردن او به یک انسان تیزهوش و نابغه؟ آیا سوار شدن ما بر این موج، فرزندانمان را به ساحل خوشبختی خواهد رساند؟

اجازه بدهید قبل از اینکه وارد بحث بشویم، در خصوص  اینکه به طور طبیعی چند درصد از فرزندان ما واقعاً تیزهوش و نابغه هستند صحبت کوتاهی بکنیم. اگر یادتان باشد در یادداشت های قبل گفتیم که ویژگی های ما روی یک زنگوله وارونه قرار گرفته اند که هر صفتی روی آن از کم تا زیاد درجه بندی شده است.

بر طبق این زنگوله، حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد آدم ها از لحاظ هوشی در سطح متوسط و بالاتر از متوسط قرار دارند. حدود ده درصد جزء باهوش ها قرار می گیرند و تقریباً ۳  ? ۴ درصد هم جزء تیزهوشان و نوابغ. این یک قانون کلی در مورد هوش است و ما می بایست بپذیریم که نمی توانیم خیلی جایگاهمان را در این منحنی تغییر بدهیم. البته نه اینکه کاملاً هیچ کاره باشیم ولی برای مثال اینکه فکر کنیم با غنی کردن محیط قادر هستیم هوشبهر فرزندمان را از ۱۱۰ به ۱۴۰ تغییر بدهیم از پایه نشدنی است.

*برای چه تیزهوش طلب شده ایم؟
تعداد بچه هایی که در مدارس تیزهوشان درس می خوانند با قاعده کلی و جهانی زنگوله هوش که در خصوص آن صحبت کردیم، جور در نمی آید. بخش عمده این مسئله به تمایل و اصرار ما والدین برای تحصیل فرزندانمان در چنین مدارسی بر می گردد. به نظر شما این تمایل از کجا آمده است؟ من به چند مورد از این عوامل اشاره می کنم. اگر شما هم علتی را سراغ داشتید به نوشته بیافزایید:

– یک موج اجتماعی
 اجازه بدهید کمی صریح تر با هم صحبت کنیم. آیا اصطلاح موج اجتماعی را شنیده اید؟ فرستادن بچه هایمان به مدارس تیزهوشان زیادتر به یک موج اجتماعی شبیه است که بعضی از ما بدون تحقیق کافی در خصوص آن و شناخت کافی از فرزندمان سوارش شده ایم به این امید که تلاش های مذبوحانه مان در آینده ای نه چندان دور به ثمر بنشیند. 

– تصور آینده خوبتر
شک ندارم که یکی از بزرگترین آرزوهای شما پدر یا مادر عزیز، رسیدن فرزندانتان به بلندترین قله های موفقیت در آینده است. بسیاری از والدینی که اصرار به تحصیل فرزندشان در مدارس تیزهوشان دارند هم آرزویی مثل شما دارند.

– در جستجوی رضایتمندی
بعضی از پدر و مادرها در دوران کودکی شان از امکانات متناسب با استعدادهای تحصیلی شان برخوردار نبودند و حالا فقط در این صورت احساس رضایتمندی می کنند که خوبترین امکانات ممکن را  که به نظرشان مدرسه تیزهوشان در صدر آنها است- برای فرزندشان فراهم کنند.

*این جاده به کجا می رسد؟
تمایل ما برای فرستادن بچه معمولی و یا باهوش مان به مدارس تیزهوشان به هر دلیل و نیتی که باشد، نه تنها از او یک فرد تیزهوش نخواهد ساخت، بلکه توانمندی های موجود و بالقوه او را هم کور خواهد نمود. این آفت فرصت سوز، بلایی سر طفل معصوم ما می آورد که او هر گاه که بتواند از درس و مدرسه فرار خواهد نمود. اگر فرزند شما واقعاً تیزهوش نباشد ولی به اصرار در مدارس تیزهوشان وارد بشود از چند جهت صدمه خواهد دید: 

تقویت هوش کودک 1 ساله,روشهای افزایش هوش کودک

هوش ابعاد بسیاری دارد و تیزهوش بودن لزوماً به معنای موفق بودن در درس نیست

 

 – شادابی اش را از دست می دهد
یک بچه نابغه یا تیزهوش برای انجام تکالیف درسی سخت به همان مقدار وقت نیاز دارد که من و شمای معمولی برای انجام تکالیف معمولی مان به آن نیاز داشتیم. پس همانگونه که ما در کنار انجام تکالیفمان فرصت تفریح و بازی هم داشتیم یک تیزهوش واقعی هم چنین فرصتی را خواهد داشت. اما بچه هایی که به زور در قالب تیزهوشی چپانده می شوند، مجبورند تقریباً تمام وقت با کتاب و دفترشان سر کنند تا بلکه بتوانند خودشان را به استانداردهای بالای مدرسه کمی نزدیک تر کنند.

– تک بعدی بار می آیند
اگر دقت نموده باشید، اکثر بچه هایی که از مدارس تیزهوشان به دانشگاه راه پیدا می کنند، به جز درس خواندن کار دیگری بلد نیستند؛ نه در ورزشی تبحر دارند، نه در هنری و نه در فنی. چون برای عقب نماندن از کاروان همیشه مجبور بوده اند سرشان را در کتاب نگه دارند.

– کم مهارت می گردد
شاید برایتان جالب باشد که بدانید بخشی از تعریف هوش به توانایی فرد برای برقراری ارتباط با دیگران و کنار آمدن با و حل کردن با مشکلات زندگی اختصاص داده شده است این در حالی است که بچه های معمولیِ به زور تیزهوش شده، اصلاً فرصت سر خاراندن ندارند چه برسد به تعامل کردن با دیگران و مواجه شدن با مسائل زندگی.

– عزت نفس او تهدید می گردد
 بچه ای که تیزهوش نیست متوجه موقعیت خودش بین بچه های دیگر می گردد. از یک طرف هم متوجه بار سنگینی که برچسب تیزهوش بودن برای او ایجاد نموده، است. خیلی طول نمی کشد که این فشارها عزت نفس و اعتماد به نفس او را از پا در بیاورند.

– استعدادهایش می سوزند
هوش ابعاد بسیاری دارد و تیزهوش بودن لزوماً به معنای موفق بودن در درس نیست. شاید فرزند شما در زمینه درس هم باهوش باشد ولی اگر به مدرسه معمولی فرستاده بشود فرصت زیادتری برای شکوفا کردن استعدادهای مهم تر خود پیدا نماید و چه بسا به مرزهای نبوغ هم نزدیک بشود. اما اگر همین بچه به مدرسه تیزهوشان فرستاده بشود چیزی جز یک حافظه طوطی وارِ انباشته شده از اطلاعات، از کار در نخواهد آمد.

*آیا تیزهوش نبودن عیب است؟!
در پایان به چند نکته کوتاه اشاره می کنم و جمع بندی بحث را به قضاوت شما واگذار می کنم:
۱. امروزه برای کسب موفقیت، زیادتر از هوش به روی ابعاد دیگر هوش مثل هوش هیجانی تأکید می گردد.

۲. همه آدم های تیزهوش لزوماً در زندگی اشخاص موفقی نیستند.

۳. از آنجا که هر که بامش بیش باشد برفش زیادتر خواهد بود، آدم های تیزهوش و نابغه نه تنها آدم های بدون مشکلی نیستند بلکه به علت اینکه از اکثریت جامعه جلوترند، مجبورند با مشکلات و دردسرهای زیادتری هم سر و کله بزنند.

۴. بچه های باهوش و معمولی هم قادر هستند آدم های موفقی بشوند البته به شرط اینکه به جای صرف کردن خوبترین بخش عمرشان برای سر به میز تحریر کوبیدن، برای پیدا کردن و پروراندن استعدادهای واقعی شان تشویق و حمایت شوند.

۵. و آخرین نکته را با یک سوال تمام می کنم: به نظر شما آیا تیزهوش نبودن که بخش اعظم آن محصول ژنتیک و وراثت و خارج از اراده ما است عیب است یا شاداب نبودن و لذت نبردن از زندگی، تک بعدی بودن، کم مهارت بودن و بی خبر و بی بهره ماندن از استعدادها و توانایی های واقعی خود، که تا حد خیلی بسیاری دست خود ما هستند؟

 

منبع:tebyan.net

[ad_2]

منبع : بیتوته

بیشتر بخوانید :

آخرین دیدگاه‌ها