[ad_1]

تقویت کنجکاوی، راهی برای پرورش خلاقیت کودک
برای اینکه عقلانیت و منطق در کودک، شکل بگیرد؛ ضروری است سوال بپرسد.
هنگامی کودک، سوال نپرسد؛ دنیای پیرامونش را هم نمیتواند خوب بشناسد؛ منطق و عقلانیتش هم درست شکل نمیگیرد و فکرش، خلاق و نقاد نمیشود.
اگر ما به عنوان بزرگتر کودک، به اصول عکس العملدهی به کنجکاوی او، درست عمل کنیم؛ کنجکاوی کودک نتیجهی منفی ندارد. برای مثال، هنگامی کودک در مورد مسایلی که احتمال خطرآفرینی دارند؛ سوال مینماید؛ می بایست قوانین مربوط به استفاده از آن وسایل و روشی استفاده از آن را در شرایط مناسب، برای وی توضیح دهیم.
مثل هنگامی که کودک در مورد کبریت و روشی استفاده از آن میپرسد یا سعی در استفاده از آن دارد؛ در این مورد، می بایست ابتدا در خصوصی موارد استفاده از آن، به او توضیح بدهیم؛ سپس او را به فضای باز و بیرون از محیط خانه ببریم؛ مقداری خاک و خاشاک جمع کنیم و به کودک بگوییم «میتوانی در اینجا کبریت را روشن کنی» تا او روشی استفاده و عمل آن را ببیند. می بایست توجه داشته باشیم که کنجکاوی، فقط پرسیدن نیست؛ هرگونه دستکاری در محیط و هرگونه رفتاری که برای کشف و تجربهای جدید، توسط کودک انجام میشود؛ کنجکاوی است. اگر ما شرایط مناسب را برای کنجکاوی کودک خود، فراهم نکنیم؛ اوخودش، دست به کار میشود که شاید خطرآفرین باشد. تکلیفی پدر و مادر و اطرافیان کودک، جوابگویی با دقت و حوصله به سوالات کودک است.
از راه کنجکاوی کردن، دو تفکر در کودکان، فعال و تقویت میشود. یکی، تفکر خلاق است؛ یعنی اینکه فرد بتواند از امکانات موجود، تحلیل و نتیجهی درستی ارایه بدهد؛ دیگری، تفکر نقاد است. کودک می بایست بداند که سوال کردن، نشانهی ضعف نیست.
پرورش این دو نوع تفکر در کودکان، باعث میشود که در آینده، هنگامی آنها در جایگاههای نامناسب، مثل پیشنهادهای ناسالم، قرار میگیرند؛ بلافاصله، در ذهنشان سوال کنند و جنبههای مختلف آن پیشنهاد را بررسی و تحلیل کنند؛ سپس تصمیم درست را بگیرند. همچنین، تقویت تفکر خلاق و نقاد، باعث رشد مسئولیتپذیری رفتاری در کودک میشود و میتواند از صدمههای اجتماعی آینده، پیشگیری نماید.
دلیل سوال کردن مکرر کودکان در مورد یک موضوع که باعث کلافگی اطرافیان میشود؛ چیست و چطور میتوان، آنرا برطرف نمود؟
هنگامی جواب ما به سوال کودک، جامع و مانع نباشد؛ منجر به سوالات مکرر و مشابه کودک میشود؛ برای مثال، اگر در جواب این سوال، که «گربه» چه شکلی است؟ بگوییم «یک حیوان پشمالوی چهار دست و پا»، کودک، هر حیوان چهار دست و پای پشمالو را «گربه» تصور مینماید و میپرسد: این گربه است؟ اما اگر تعریفمان جامع و مانع باشد؛ یعنی ویژگیهای گربه را شامل شود و مانع از تداخل با موارد مشابه باشد؛ از سوالات تکراری و اضافهی کودک، پیشگیری میشود. علاوه بر این، اگر برای جواب سوالات انتزاعی کودک، مثل «خدا کیست؟» جواب درستی ندهیم؛ یا جواب ما، متناسب با سن کودک نباشد؛ بر اثر جواب ناقص ما، درک مسئله برای کودک مشکل میشود.
هرگاه مفهوم و موضوعی در ذهن کودک، ناقص باشد؛ منجر به سوالات مکرر او میشود. گاهی هم پیش میآید که ما جواب مناسب و جامع و مانع به کودک دادهایم؛ اما باز هم کودک، به طور مکرر، سوال مینماید؛ این رفتار کودک، نشاندهندهی توجهطلبی اوست که آن هم، راه حل خودش را دارد. ما می بایست در مواقع لازم، توجه مناسب و کافی به کودک داشته باشیم. جواب، می بایست صحیح و متناسب با سن کودک باشد؛ نوشته را به طور عینی و با کمک عکس، به او نشان دهیم و در آخر، از خود او بخواهیم که هرچه متوجه شده است را توضیح دهد؛ خیلی وقتها اگر خود کودک، نوشته را توضیح دهد؛ سوالاتش کم یا قطع میشود.
هنگامی جواب سوال کودک را نمیدانیم؛ چه کار کنیم؟
یک راه حل برای زمانهایی که جواب سوال کودک را نمیدانیم؛ یا نمیدانیم چه طور به او توضیح دهیم؛ این است که اول، از خودش بپرسیم؛ یعنی هنگامی کودک سوال کرد؛ من چه گونه به وجود آمدهام؟ یا کارکرد فلان وسیله، به چه صورت است؟ از او بپرسیم؛ تو چه فکر میکنی؟ اگر جواب او، متناسب با سنش، خوب بود؛ بگوییم؛ آفرین، همین درست است.
جواب ما و واژه ها و جملاتی که استفاده میکنیم؛ می بایست متناسب با رشد شناختی و رشد کودک باشد تا بتواند کمک کننده باشد. دادن توضیح اضافی و حاشیهپردازی، کمکی در فهم نوشته، به کودک نمینماید؛ بر این اساس ما می بایست ابتدا، سطح رشد شناختی کودکمان را بدانیم؛ سپس میتوانیم سوال را به خودش برگردانیم و بپرسیم؛ تو چطور فکر میکنی؟ به این علت که کودک، حتما در ذهنش، راجع به موضوع مورد سوال، پیش زمینه و ذهنیتی دارد؛ اگر هیچ تفکری در مورد آن موضوع، نداشته باشد؛ اصلا سوال برایش پیش نمیآید.
هنگامی جواب سوالی را نمیدانیم؛ می بایست بگوییم؛ فعلا جواب را نمیدانم ولی در پی یافتن پاسخش میروم. میتوانیم با مشارکت کودک، در پی جواب در کتاب، مجله یا اینترنت بگردیم؛ یا کتاب، بروشور و منبع و متن مورد نظر را به کودک بدهیم و از او بخواهیم آن را مطالعه نماید و بعد با هم راجع به آن صحبت کنیم. این راه، روشی جوابیابی و تحقیق برای یافتن جواب سوالها را به کودک یاد میدهد. علاوه بر این، باعث پرورش خلاقیت و تفکر نقاد کودک و بالا رفتن مهارت و دانش وی میشود؛ ضمن اینکه کودک با روند پیدایش سوال، تحقیق، تحلیل و ارزیابی کردن جوابهای موجود برای سوال مورد نظرش، آَشنا میشود.
بعضی وقت ها، با وجود اینکه جواب سوال را میدانیم؛ نباید جواب آماده به کودک بدهیم. دادن جوابهای آماده به کودک، جلوی خلاقیت او را میگیرد. برای رشد خلاقیت، کودک می بایست در شرایط مشکل و شَک قرار بگیرد؛ بر این اساس خوبتر است بعضی وقتها، به او بگوییم: من هم نمیدانم، توچه فکر میکنی؟ به نظر تو چه گونه است؟ این نوشته یا کتاب را بخوان؛ بعد با هم در خصوصی آن بحث میکنیم.
آیا در جواب دادن به سوالات کودک، محدودیتی هم می بایست در نظر بگیریم؟
بله، کودکان نباید راجع به هر موضوعی مثل رابطهی والدین و چگونگی تولیدمثل، همه چیز را بدانند؛ یا نباید انگشت خود را داخل پریز برق کنند تا جواب کنجکاوی خود را بگیرند؛ نباید کبریت را خودشان روشن کنند. ما می بایست قوانین و محدودیتها را به آنها آموزش دهیم و به آنها بگوییم که فقط در شرایط زمانی و مکانی خاصی، میتوانند بعضی چیزها را خودشان تجربه کنند. جواب بعضی سوالات مثل چگونگی تولید مثل را می بایست به زمانی که بزرگتر شد؛ موکول کنیم. یعنی آن بخشی از جواب را که متناسب با سن کودک باشد؛ به او توضیح دهیم و بگوییم: هنگامی بزرگتر شدی؛ مثلا به فلان سن رسیدی؛ یاد خواهی گرفت یا برایت توضیح خواهم داد. روشی سوال پرسیدن و محدودیتهایی که در پرسیدن بعضی سوالات وجود دارد را می بایست به کودک آموزش دهیم. به او یاد بدهیم که چه جاهایی نباید سوال بپرسد و چه چیزهایی را نباید بپرسد.
چطور میتوانیم کنجکاوی کودکان را پرورش دهیم و در راه درست، هدایت کنیم؟
برای تقویت کنجکاوی کودک و هدایت صحیح آن، چند کار می بایست انجام دهیم؛ ابتدا می بایست به کودک برای برقراری درست ارتباط، آموزش دهیم. به او بفهمانیم که جواب به سوالات در بعضی شرایط، امکانپذیر نیست؛ تا اگر در شرایطی قادر به جوابگویی به سوالاتش نبودیم؛ نوشته را درک نموده و بپذیرد؛ نه اینکه باعث سرخوردگی و گوشهگیری او بشود.
در جواب به بعضی سوالات، ضروری است؛ قوانین مربوط به آن را به کودک آموزش دهیم. قوانین می بایست به صورت جزیی به کودک آموزش داده شوند؛ از کلیگویی بپرهیزیم؛ برای مثال در مورد کبریت، نباید به طور کلی، بگوییم، تو نباید به کبریت دست بزنی بلکه می بایست موارد استفاده از آن و چگونگی استفاده را برای کودک توضیح دهیم؛ سپس بگوییم که از یک سن ویژه، میتواند به کبریت دست بزند و در حال حاضر، فقط میتواند در بیرون از منزل و با حضور بزرگترها و برای موارد خاصی، از کبریت استفاده نماید و شرایط انجام این کار را هم برای او فراهم کنیم. در صورتی که کودک، قوانین را به درستی رعایت نمود؛ برای او پاداش و در غیر این صورت، تنبیه مناسبی را مثل محرومیت موقت از بعضی چیزها، در نظر بگیریم.
هیچگاه نباید کودک را از سوال پرسیدن، منع کنیم. تکلیفی والدین، این است که به سوالات کودکشان، جواب دهند؛ مگر در مواردی که بدانند علت سوال پرسیدن کودک، چیز دیگری، مثل جلب توجه است. این مشکل را هم می بایست از راههای ویژه خودش، برطرف کنند. همچنین برای رشد کنجکاوی، می بایست به کودک یاد دهیم که خودش هم در یافتن جواب سوالهایش، مشارکت داشته باشد.
قبل از 9 تا 10 سالگی، نباید در جوابها، از مفاهیم انتزاعی و فلسفی عمیق استفاده کنیم. جواب ما می بایست متناسب با سن کودک باشد؛ هرچه قدر که جواب، انتزاعیتر باشد؛ کودک را بیشتر دچار ابهام و گیجی و سوالاتش را بیشتر مینماید. می بایست از مفاهیم عینی، روشن و ملموس، برای جواب به کودک استفاده کنیم؛ برای چه که تفکر کودکان، عینی است؛ نه انتزاعی.
راه بعدی برای رشد کنجکاوی کودک و هدایت درست آن، این است که هنگامی جواب سوالی را به کودک گفتیم؛ پس از گذشت مدتی، در خصوصی آن دوباره با کودک صحبت کنیم؛ در واقع، پیگیری کنیم که آیا نوشته، در ذهنش باقی مانده است و در صورت لازم، دوباره آنرا تکرار کنیم. گاهی شاید کودک، منظور ما را درست درک نکرده باشد؛ با این بررسی مجدد، ما متوجه اشکال و اشتباه پیش آمده میشویم و آنرا تصحیح میکنیم تا کودک، مطلبی را به اشتباه یاد نگیرد.
والدین می بایست آمادگی و حوصلهی سوالات بیشمار کودکان را داشته باشند. اگر حوصلهی جواب دادن به سوالات کودکشان را نداشته باشند و جواب مناسب را به او ندهند؛ بخش بسیاری از کنجکاوی و در نتیجه، خلاقیت کودک را متوقف میکنند. کودک هم چون به سوالگری و یافتن جواب برای سوالاتش نیاز دارد؛ برای یافتن جواب سوالاتش در پی منبع های دیگری مثل گروه همسالان خود، میرود. گروه همسالان هم معمولا جواب صحیح و مناسبی به کودک نمیدهند و این مسئله میتواند صدمه جدی به کودکان بزند. بر این اساس می بایست والدین، خودشان این تکلیف را به درستی انجام دهند.
منبع:ninisite.com
[ad_2]
منبع : بیتوته

























آخرین دیدگاهها