[ad_1]

پدرها و مادرها می بایست به خودشان به عنوان والدین ارزش بدهند
امروزه مردان به دلایل مختلف از برنامه های مواظبت از کودکان، به خصوص فرزندپروری، کنار گذاشته شده اند. همین مسئله سبب شده هم اعتماد به نفس مردان در کار و ارتباط با فرزندان خود تخریب شود و هم خانواده ها در معرض صدمه قرار بگیرند. حالا برای چه این اتفاق افتاده و مقصر چه کسی است، بماند اما به نظرم تلاش برای بازگرداندن نقش مردها به نقش و جایگاه واقعی شان و مواظبت و حمایت از آنها که اعتماد به نفس کمی در این راه دارند، قادر هست خوبترین هدیه باشد.
اعضای خانواده نباید در حمایت از هم کم کاری کنند برای چه که فاصله گرفتن مردان از خانواده خود، به نفع هیچ کس نیست. اگر با من موافقید و می خواهید چنین هدیه ای به پدرها بدهید، از توصیه های دکتر حکیم شوشتری، روانپزشک کودکان و نوجوانان بهره بگیرید.
شاید برای آغاز لازم باشد دلیل یابی کنیم و ببینیم برای چه این اتفاق افتاده است؟
– یکی از دلایل مهم مشکلات اقتصادی است. با اینکه امروزه مرد و زن هر ۲ کار می کنند اما تکلیف تامین هزینه های زندگی بر دوش پدرهاست و به خصوص پس از تولد بچه و اضافه شدن نقش جدید، بیشتر آنها یک یا ۲ نوبت کار می کنند تا بتوانند خانواده خود را تامین کنند. این یعنی نبودن پدر با اعضای خانواده و کمرنگ تر شدن روابط همسران و حتی پدر و فرزندی که به هر حال می بایست برایش دنبال راه حل بود تا زمان های با هم بودن اعضای خانواده زیادتر شود.
اما برای تامین زندگی آن هم در این شرایط سخت مالی راه حلی جز کار کردن زیادتر هم هست؟
– نه، چاره ای نیست اما گاهی واقعا یادمان می رود برای چه داریم تلاش می نماییم و پول درمی آوریم. در واقع فقط تامین رفاه اقتصادی به هر قیمت نمی تواند حس خوب، آسایش و آرامش را در پی داشته باشد. درست است که خط فقر در جامعه بالا رفته اما رفاه زدگی هم بالاتر رفته و بسیاری از ما یادمان رفته آسایش با آرامش متفاوت است. گاهی رفتارمان شبیه کسی است که سکه ای در تاریکی پیدا می نماید و کاغذی از جیبش درمی آورد تا ببیند ارزش سکه چقدر است و زمانی تاسف می خورد که معلوم شود او برای سکه ۵ تومانی، اسکناس هزار تومانی خود را سوزانده.
گاهی ما بهایی که برای چیزهای مختلف در زندگی می پردازیم، خیلی بیش از ارزش آنهاست. بسیاری از پدرها از صبح تا شب سر کار هستند و هنگامی به خانه برمی گردند، در حد یک سلام و احوالپرسی هم نمی توانند همسر و بچه ها را ببینند. بعضی از آقایان رسما تبدیل شده اند به ماشین پولسازی و مدام در حال دویدن برای کسب درآمد بیشترند تا شبیه دیگران شوند. فرزندشان کفش و لباسش از بقیه کم نباشد. وسایل خانه شان از فلانی کمتر نباشد و … ولی یادشان می رود که قرار است از بودن با همدیگر لذت ببرند و از کودک شان که هر روز بزرگتر می گردد، از او که نیاز دارد با پدر بازی و درد دل نماید، دورند.

اعضای خانواده می بایست در تربیت کودک از همدیگر حمایت کنند
اما توجیه خانواده ها این است که حالا بچه مان کوچک است و فقط رسیدگی مادرانه می خواهد.
– درست نیست زیرا از همان آغاز تولد کودک، حمایت و رسیدگی هر دو والد را می خواهد. دخترها و پسرهایی که رابطه خوبی با پدر دارند، به علت ثبات رفتاری موجود در خانواده و رابطه خوب والدین در آرامش زیادتری هستند. کمتر دیده می گردد آنها در دام دوست ها یا گروه های پرخطر بیفتند و حتی آمار کودک آزاری در این پدرها نزدیک به صفر است. خانواده هایی که این تفکر را دارند و قرار است بعدها پدری کنند، نمی دانند که این امروز و فردا کردن ها خطرساز است برای چه که در آن روز، آنقدر شما از همسر و بچه ها دورید که حتی حوصله حرف زدن با هم را ندارید.
شاید آن روز خیلی دیر باشد. کودک، خیلی زود بزرگ می گردد بدون اینکه رابطه خوبی با پدرش برقرار نماید. او مزه خوش وقت گذراندن با پدر را نچشیده و انگار از پدرش فرسنگ ها دور است. از پدر فقط یک نام برای زمانهایی که نیاز به پول داشته اند یا یک ابزار هراس آور شبیه لولو برای زمانهایی که کار بدی انجام می دادند، شنیده. حتی مسائل بلوغ را با مادر و شاید دوستان و … مطرح می نماید و همه اینها یعنی صدمه های جبران ناپذیری که در نبود پدر به بچه ها وارد می گردد.
به نظر شما پدرها می دانند که چنین بهای سنگینی را در ازای کسب درآمد زیادتر می پردازند؟ واقعا در معرض خطر قرار گرفتن بچه ها و دوری از خانواده معادل چه عدد و رقمی در ماه است؟
– نه تنها پدرهای ما، بلکه مادرها و دیگر اعضای خانواده هم متوجه نیستند آسیبی که بچه ها از دوری پدر و وقت نگذراندن با او می بینند، چقدر است. اتفاقا فیلم کوتاه جالبی می دیدم که کودک از پدرش سوال کرد شما برای اضافه کار ساعتی چند می گیری و بلافاصله بعد از اینکه پدر رقم را بیان کرد، پول توجیبی هایی را که جمع نموده بود به پدر داد و بیان کرد: «من پول ۲ ساعت را می دهم، فقط کنارم باش و بیا با هم بازی کنیم.» حتی مادرها هم متوجه نیستند زمان زمانی که بچه با پدر و مادرش وقت می گذراند، با آنها حرف می زند، پارک می رود، غذا می خورد و … چقدر در رشد جسمی و روانی او اثر دارد و این نیاز به هیچ وجه با پول و امکانات دیگر جایگزین نمی شود. خود مادرها می بایست تلاش کنند تا پدر کم کم وارد برنامه های مواظبت از کودک و فرزندپروری شود.
درست است، اما بسیاری از مادرها، همسرشان را در این مورد قبول ندارند و معتقدند او نمی تواند به بچه رسیدگی نماید.
– اشتباه بزرگ بانو ها همین است. اگر حس پدرانه مردها را بارور کنیم و بپرورانیم همه خانواده از آن سود می برند. قطعا همکاری در فرزندپروری به تحکیم و بهبود رابطه با همسرتان هم کمک می نماید. پس تلاش نمایید پدر را زیادتر و سریع تر درگیر حوزه های مختلف فرزندپروری نمایید. البته بعضی از مردها نیاز دارند حمایت شوند تا اعتماد به نفس خود را در این راه به دست آورند. می بایست شیوه درست برای بازگرداندن مردها به خانواده را بدانیم.

از اینکه همسرتان کنار شماست و کمک تان می نماید تا به بچه ها برسید، تشکر نمایید
گام به گام تا افزایش مشارکت پدر در تربیت فرزند
1) پدرها و مادرها به خودشان به عنوان والدین ارزش بدهند. به تغذیه و سلامت جسم و روان برسند. ورزش کنند و برای رفع تنش خود، هر راهکاری بلدند انجام بدهند. اگر پدر و مادری به خود بها ندهند، نمی توانند در زمینه تربیت فرزندشان موفق شوند.
2) بانو ها به این باور برسند که دور نگه داشتن پدر از چرخه زندگی نه فقط برای پدر و بچه ها که برای خود بانو ها هم مضر است و کم کم تکلیف تربیت و رسیدگی به بچه ها هم مثل دیگر کارها از قبیل آشپزی و … جزو تکلیف بانو ها می گردد.
3) هنگامی قرار است پدر را که زمان ها از مسائل کودک و پرورش دور بوده، وارد این بازی نمایید، از جایی آغاز نمایید که می دانید از عهده اش برمی آید و علاقه و توانمندی دارد. مثلا درخواست دستشویی بردن بچه آن هم در حضور دیگران نقطه آغاز خوبی نیست. مردها قطعا استقبال نمی کنند اما کنترل مسواک زدن بچه، رسیدگی به درس و تحقیق، انتخاب های مناسبی است.
4) همسرتان را تایید نمایید. از او قدردانی نمایید. اگر کاری را به او سپردید، مدام روند کار را بررسی ننماییدتا برتری خودتان را نشان دهید یا اعتماد به نفس او را خدشه دار نمایید.
5) امکان دارد مردها به علت نوع نگاه متفاوت شان و تفاوت هایی که با ما دارند، برای سرگرم کردن کودک و بازی یا درس و … شیوه ای دیگر به کار بگیرند. نباید با ایرادگیری، آن هم در حضور کودک، پدر را وادار کنیم ترجیح بدهد کناره گیری نماید.
6) از اینکه همسرتان کنار شماست و کمک تان می نماید تا به بچه ها برسید، تشکر نمایید و بگویید بودنش سبب آرامش تان شده.
منبع:هفته نامه سلامت/برترین ها
[ad_2]
منبع : بیتوته

























آخرین دیدگاهها