[ad_1]

مدیریت خشم، مهارتی است که هر نوع بچه ای از آن نفع می برد
فرقی نمی نماید کودک شما درمواجهه با چیزی که باب میلش نیست به آرامی عکس العمل نشان دهد یا در خوبترین حالت، مثل ترقه منفجر شود، مدیریت خشم، مهارتی است که هر نوع بچه ای از آن نفع می برد.
ما به عنوان والدین با کنترل احساسات خودمان در برابر طغیان های خشم مان، قادر هستیم پایه و شالوده ی فراگیری این مهارت مهم را برای فرزندان مان بنا کنیم. این بار که با کج خلقی ها و بهانه گیری های کودک نوپای تان و یا شانه بالا انداختن فرزند نوجوان تان روبرو شدید با بکار بردن یکی از عبارات زیر، خوبترین گام را به جلو بردارید:
نگویید : اینقدر همه چیز را پرت نکن!
بگویید: هنگامی اسباب بازی هایت را پرت می کنی من فکر می کنم دوست نداری با آنها بازی کنی. آیا این طور است؟ این تکنیک گوینده/شنونده، برای کمک به ارتباط دهی احساسات به شیوه ای غیررودررویی است. این شیوه نه تنها مسیرهای گفتگو را باز نگه می دارد بلکه شما الگویی می شوید برای این که نشان دهید جایگاه پیش آمده از نگاه شما چطور است، در نتیجه کودک شما فرصت این را پیدا می نماید تا حادثه پیش آمده را مجددا از نگاه خودش و با زاویه ای دیگر بازبینی نماید.
نگویید: بچه های خوب این کار را نمی کنند!
بگویید: ضروری است چکار کنی تا برای بیرون رفتن آماده شوی؟ به بچه ها اجازه دهید به پروسه های تغییر و گزار در زندگی شان فکر کنند. این کمک می نماید تا از جنگ و جدال دور بمانید.
بگویید: بچه های خوب و حتی بزرگ ترها هم گاهی عصبانی می شوند، اشکالی ندارد، این عصبانیت هم خواهد گذشت. بگذارید روراست باشیم. بچه های شما هرچقدر بزرگ تر شوند، با مشکلات بزرگ تری هم مواجه خواهند شد، و احساسات شدیدتری هم خواهند داشت. این که به آنها بگویید بچه های خوب یا کسی که بزرگ شده عصبانی نمی شود، خسته نمی شود یا مضطرب نمی شود واقعا دروغ است. همچنین سبب می گردد بچه ها احساسات شان را سرکوب کنند و مانع جریانات احساسات شان به شیوه ای سالم شوند.
نگویید : عصبانی نشو!
بگویید: من هم گاهی عصبانی می شوم. بیا شعار جنگی مان را فریاد بزنیم تا خشم مان مهار شود. تحقیقی جدید نشان می دهد هنگامی جسم مان آسیبی می بیند ودرد داریم، فریاد زدن واقعا قادر هست در رساندن پیام درد به مغز اختلال ایجاد نماید، یعنی دردمان کمتر شود. شاید فرزندتان موقع عصبانیت دردی نداشته باشد اما دادوبیداد کردن قادر هست انرژی خشم را به شیوه ای بازی گونه رها نماید. با فرزندتان یک شعارجنگی انتخاب نمایید تا در چنین شرایطی با صدای بلند ازآن استفاده کنید، مثلا : آزااااااااااااااااادی!

والدین با کنترل احساسات خود در برابر خشم، این مهارت را به فرزندان آموزش می دهند
نگویید: جرأت نداری بزنی!
بگویید: اشکالی ندارد که عصبانی باشی، اما به تو اجازه نمی دهم به کسی صدمه بزنی. ما می بایست امنیت همدیگر را حفظ کنیم.این عبارت، این پیام جدی را می رساند که بروز عصبانیت ایرادی ندارد، اما عکس العمل فیزیکی ممنوع است. جداکردن این دو به کودک تان کمک می نماید تا یاد بگیرد به همین شیوه رفتار نماید.
نگویید: تو خیلی بدقلق و سرسخت شده ای!
بگویید: ای موضوع خیلی سخت و ناخوشایند است، می دانم؛ با هم حلش می نماییم. هنگامی بچه ها سرسختی می کنند و کوتاه نمی آیند، خیلی همه است که دلیلش را بفهمیم. این عبارت، این ایده را تقویت می نماید که شما هم درکنار او هستید نه مقابل او، و با هم طبق یک هدف پیش می روید.
نگویید: فهمیدم، می بایست در اتاقت تنها باشی!
بگویید: بیا از هم دور باشیم تا هردو آهسته شویم. این عبارت، ” تنها ماندن ” را به ” باهم بودن ” بر می گرداند و اجازه می دهد به جای تنها ماندن، ارتباط دوباره ای برقرار شود.
نگویید: همین حالا دندان هایت را مسواک بزن!
بگویید: می خواهی اول دندان های عروسکت را مسواک بزنیم یا دندان های تو را؟ برای بچه های نوپا، کج خلقی و بهانه گیری شیوه ای برای کنترل کردن محیط شان است. شما با این عبارت به او حق انتخاب می دهید و در نتیجه احساس می نماید تا حدودی کنترل دست اوست.
نگویید: شامت را بخور وگرنه گرسنه به رختخواب خواهی رفت!
بگویید: به نظرت چکار قادر هستیم بکنیم تا این غذا خوش طعم تر شود؟ این عبارت، مسئولیت پیداکردن راه حل را به دوش فرزندتان می گذارد.
نگویید: اتاقت نفرت انگیز است!
بچه های شما هرچقدر بزرگ تر شوند، با مشکلات بزرگ تری هم مواجه خواهند شد، و احساسات شدیدتری هم خواهند داشت. این که به آنها بگویید بچه های خوب یا کسی که بزرگ شده عصبانی نمی شود، خسته نمی شود یا مضطرب نمی شود واقعا دروغ است.
بگویید: به نظرت چطور است که همین الان باهم این قسمت کوچک از اتاقت را پاکیزه کنیم؟ من کمکت خواهم نمود. به جای متمرکز شدن بر کار سخت و ناخوشایند پاکیزه و مرتب کردن آن همه ریخت و پاش ، هدف را ساده سازی نمایید، یعنی روی یک آغاز ساده متمرکز شوید. آغاز ساده ی یک کار سخت و نامطلوب قادر هست نیرو و انگیزه ادامه ی آن را ایجاد نماید.
نگویید: ما داریم میریم!
بگویید: ضروری است چکار کنی تا برای بیرون رفتن آماده شوی؟ به بچه ها اجازه دهید به پروسه های تغییر و گزار در زندگی شان فکر کنند. این کمک می نماید تا از جنگ و جدال دور بمانید و به آنها فرصت می دهد تا به مغزشان پیام دهند که درحال تغییر به سمت انجام فعالیت جدیدی هستند. همچنین هنگامی قرار نیست واقعا بدون او خانه را ترک نمایید، قادر هستید ادای این کار را درآورید.
نگویید: اینقدر ناله و نق نق نکن!
بگویید: یک بار دیگر با صدای عادی خودت حرفت را تکرار کن. گاهی بچه ها آه و ناله می کنند در حالی که خودشان هم نمی دانند چه می کنند. هنگامی از آنها می خواهید حرف شان را مجددا با صدای عادی شان بگویند، به آنها یاد می دهید که ” روش ” بیان شان ارزش دارد.
نگویید: اینقدر شکایت نکن!
بگویید: من می فهمم چه می گویی. راه حلی داری؟این عبارت، مسئولیت را به فرزندتان محول می نماید. این بار که فرزندتان بدون وقفه از مدرسه، شام، خواهروبرادرش، … شکایت نمود، از او بخواهید فکرش را بکار بگیرد و راه حل ارائه دهد. به او یادآوری نمایید هر راه حلی به ذهنش می رسد بگوید، فرقی نمی نماید چه باشد.
منبع: سلامت نیوز
[ad_2]
منبع : بیتوته

























آخرین دیدگاهها