[ad_1]

تربیت جنسی کودکان
موضوع تربیت جنسی کودکان از دلواپسی های اصلی و مهم والدین و مربیان است. در موارد بسیاری مشاهده شده که رفتار غلط مربیان و والدین در این زمینه، تبعات جبران ناپذیری را بر روح و ذهن کودکان باقی گذاشته است به گونه ای که اثرهای آن در سنین بزرگسالی هم وجود داشته است.
متاسفانه بعضی از والدین و مربیان، نسبت به این امر دچار نوعی کج بینی هستند و این موضوع همچون تابویی می دانند که نباید به آن نزدیک شد. همین نگرش باعث بروز مشکلات فراوانی می گردد که در برهه ای از زمان میتوان به سادگی آنرا حل نمود.
آنچه مهم است اینکه والدین و مربیان نسبت به تربیت جنسی کودکان توجه ویژه ای داشته باشند و راهکارهای مناسب را در این راه به کار گیرند. لازمه این امر، داشتن اطلاعات علمی و تجربی در این زمینه است. بهره گیری از اصول تربیت اسلامی و توجه به راهکارها و اصولی که در این زمینه از سوی کارشناسان ارائه می گردد، در بیشتر موارد، راه گشاست. به این شرط که نگرش والدین و مربیان، نگرشی آگاهانه باشد.
آنچه مسلم و طبیعی به نظر می رسد این است که بیشتر کودکان در سنین 3 تا 5 سالگی، کنجکاویهای بسیاری را در ارتباط با فیزیک و آناتومی بدن خویش دارند. همین امر باعث می گردد تا به بازیهایی مثل دکتر بازی، علاقه نشان دهند یا در ارتباط با تفاوتهایشان با جنس مخالف، از خود کنجکاوی نشان دهند و سوال هایی را مطرح کنند.
آنچه مهم است اینکه اولا، والدین و مربیان بدانند که این رفتارها در کودکان، به هیچ عنوان جنبه جنسی ندارد و خطری در این زمینه برای بچه ها وجود ندارد. در واقع کودکانی که در شرایط طبیعی و با حفظ صیانت محیط تربیتی، در فضایی مناسب و شایسته بزرگ می شوند، در سنین کودکی با مشکلات جنسی روبرو نمی شوند و سوالات مکرر بچه ها در این زمینه را نباید به وجود تمایلات جنسی در آنها نسبت داد.
بر این اساس هنگامی والدین و مربیان باور نمودند که سخن در تمایل جنسی در کودکان در میان نیست، رفتارهای بچه ها در زمینه کشف خودشان و جنس مخالفشان، غیرعادی و بی ادبانه به نظر نمی رسد. اما مهم است که این رفتارهای کودکان تحت نظر بزرگترها باشد. یعنی والدین و مربیان می بایست دقت داشته باشند که کنجکاوی بچه ها در این زمینه به حد و مرز خاصی ختم شود و ادامه پیدا نکند. میتوان همواره بچه ها را تحت نظارت مستقیم و غیر مستقیم داشت و یا حواس آنها را پرت نمود.
مسئله مهم دیگری که در این زمینه وجود دارد، به روش عکس العمل مربیان و خصوصا والدین در زمینه های جنسی مربوط می گردد. مثلا شاید کودکی با همان تصورات دنیای کودکانه خود از سخنان هم بازی خود در زمینه های جنسی صحبتی را با مادرش داشته باشد.
در چنین مواردی بعضی از مادرها برخورد سلبی و چکشی با کودکان دارند و با جدیت هر چه تمام تر، آنها را دعوا می کنند و حرفهایشان را به دور از ادب و نزاکت می خوانند و از آنها می خواهند که هرگز دراین باره صحبتی نکنند و اگر نمودند، تنبیه خواهند شد.
از طرف دیگر یک مادر قادر هست با حالتی کاملا عادی، به سخنان کودکش گوش نماید و با لحنی دوستانه و آهسته، او را راهنمایی نماید و وجود تفاوت میان دو جنس را کتمان نکند و آنرا امری طبیعی و خدادادی معرفی نماید اما در آخر از کودکش بخواهد که در این زمینه کمتر کنجکاوی نماید. مطمئنا چنین کودکی بیش از سایرین این فرصت را دارد که اگر در هر مقطعی از زمان با مشکل یا مسئله ای روبرو شد، بتواند به آسانی موضوع را مادرش مطرح نماید و از او راهنمایی بخواهد. مطمئنا میتوان با تجدید نظر در بعضی از رفتارهای ساده و دم دستی، تاثیرات عمیق و مثبتی را در کودکان بر جای گذاشت.
منبع:tebyan.net
[ad_2]
منبع : بیتوته

























آخرین دیدگاهها